سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

100

زبور آل داود ( فارسى )

فرستاده « 1 » بعد از نيم شب ، آنها از ممرّ آبى كه بر صحن محل خواجه‌سرايان - كه در درب حرمسرا واقع بود - آمده خواجه‌سرايان مخبر شده موازى ده نفر از آنها را گرفته كشيك چيان متوجه محافظت آنها شدند . ما بقى كه هنوز داخل نشده بودند فرار نموده چون صبح شد دستگير شدن غلامان شاهرخ شاه را به عرض آن جناب رسانيدند . آن جناب آنها را به دست معتمدين پيش شاهرخ شاه فرستاده پيغام دادند كه بعد از اعانت چنين كه شما محتاج و متحير اخراجات يومى خود بوديد « 2 » قطع نظر از كلام اللّه مجيد - كه فى ما بين شاهد است - نموده ناحق در پى هلاك من افتاده‌ايد « 3 » . بسيار دور از مروّت و انصاف است . هر چند از كيفيت مكاتيب و مراسلات شما آثار عداوت و خدعه ظاهر بود ، اما چون خصومت شما بر جمهور خلايق ظاهر نگشته بود ترك ملاقات را درست ندانست . الحال غدر شما بر همه ظاهر شد . ملاقات را موقوف نموده طريق مروت اين است كه اين جانب را واگذاريد كه در اماكن قريب به آستانهء مقدسه مع عيال مجاورت اختيار نمايد . يا اينكه بگذاريد كه متعلقان خود را برداشته به عتبهء عليهء عرش درجهء اسد اللّه الغالب على بن ابى طالب - عليه سلام اللّه الملك الواهب - رسانيده فيض ياب مجاورت آن آستان بوده باشد . [ شاهرخ شاه ] بعد از ديدن گرفتاران و شنيدن اين پيغام انكار نمود كه هرگز من اين اشخاص را نفرستاده‌ام و خبر ندارم چون گرفتاران استماع افكار او نمودند ، دو كس از آنها كه از جملهء يوزباشيان غلامان او بودند فرياد برآوردند كه ما به حكم شما رفته و گر نه ما را به قتل ميرزا سيد محمد چه كار بود ؟ به مجرد شنيدن ، آن دو نفر را گردن زد كه به من بهتان مىزنيد ؟ « 4 » و پيغام داد كه جمعى از مفسدين شيطان طلب در ميانهء ما و شما اين

--> ( 1 ) . مجمع : به تبديل لباس - ر ك ايضا به مجمل التواريخ گلستانه كه شمار دستگير شدگان را دو تن نوشته و درست‌تر به نظر مىرسد . ( 2 ) . مجمع : شما محتاج و متحير يك تومان وجه بوديد ، ص 107 . ( 3 ) . ايضا : ناحق در عوض جلد وى آن در صدد هلاك اين جانب افتاده‌ايد . ( 4 ) . مجمع : آن دو نفر را در همان مجلس - مجمل : به مجرد استماع اين سخن يوزباشى مذكور را با يك نفر غلام ديگر همان وقت به قتل رسانيده .